فراموش کردم
رتبه کلی: 315


درباره من
سلام

درویش علویه قادریه کسنزانی هستم

گرایش سیاسی ندارم

دوست دارم همه عاقبت
به خیر باشند

فرمايشات ودستورات شيخ را انجام دهيم براي عزت وسربلندي وسلامتي استاد دعا كنيم بنا به فرموده استاد حاضر جاسوسي وحسد ومال حرام را كنار بگذاريم وشريعت محمدي را كه در ورود به طريقت است مو بهمو اجرا كنيم تا استاد نيز از ما رازي باشد






احمد تبریزی (ahmadtabriz )    

( اسماء الهي و ذات محمدي )

درج شده در تاریخ ۹۰/۰۶/۱۲ ساعت 16:36 بازدید کل: 888 بازدید امروز: 1 0 می‌پسندم  
 

 

ذات محمديه كه تمامي هستي را با تمامي مخلوقاتش در بر گرفته است در معادله وجود انساني داراي ابعادي وجودي و معرفتي است . اين حقيقت ماده ء روحي خود را از اسماء و صفات الهي دريافت ميكند كه رو به سوي هستي و مخلوقات موجود در آن دارد و تاثير آن بر هرپديدهء موجود بر اساس ويژگي پذيرش و استعدادي است كه بر مبناي نقش آن – كه خود ناشي از حكمت و مشيت الهي است – ماهيت تجليات الهي كه از طريق مظهر وجودي در عالم شهادت ( يعني جهان طبيعت ) منعكس مي گردد تعريف ميشود . ما براي آن كه بعضي از ابعاد وجودي و معرفتي تجليات علوي و طبيعي اسماء و صفات الهي را در ارتباط با ذات محمدي توضيح دهيم موضوع را با شيوه اي مناسب مورد موشكافي قرار ميدهيم . مرتبه نخست : اسماء و صفات الهي : خداوند تعالي اسماء و صفات توقيفي اي دارد كه آنها را براي ذات برتر خويش مي پسندد و به كار گيري و اثبات آن ها نيز تنها زماني جايز است كه او خود اجازه دهد ، هيچ مخلوقي حق ندارد خداوند را با نامي بنامد مگر آن كه او خود اذن داده باشد و يا پيامبر ( ص ) ، خدا را با آن اسم ناميده باشد و يا امت در مورد آن به اجماع رسيده باشد . اسماء و صفات الهي در هستي موجودات جاري ميشود ، به گونه اي كه هيچ موجود كوچك يا بزرگ ، پست يا با ارزش ، سخت يا لطيف و كم يا زيادي وجود ندارد كه اسماء خداوندبر عين و معنايش احاطه نداشته باشد . ظهور انوار اسماء و تابش آن برعالم هستي و مخلوقات موجود در آن بر اساس صفات ، قابليت و استعدادي كه خداوند براي آن موجودات رقم زده متفاوت است و ازاين طريق است كه هر پديده تنها بر اساس آنچه كه در غيب الهي مسطور است تجلي گاه اسماء و صفات الهي خواهد بود . از اين رواست كه ميتوان گفت " اسماء الهي " مثل صورت هائي براي ذات الهي ( غيب مطلق ) بوده و اگر وجود نداشتند ذات الهي ظهور نيافته و شناخته نمي شد . و اعيان ثابته پذيرنده تجلي اسماء و محل ظهور تجليات آن در عالم شهادت اند . اگر اسم ظاهر وجود نداشت باطن شناخته نمي شد و بالعكس . پس با پذيرش اعيان – با قدرت و حكمت خدا – اسماء ظهور و تعين پيدا ميكنند . حال اگر ارواحي كه خود صورت هايي براي اعيان ثابته هستند وجود نداشتند ، اين اعيان ثابته شناخته نمي شدند و اگراجسامي كه پذيرنده اثر ارواح اند نيز وجود نمي داشتند ارواح نيز شناخته نمي شدند . شيخ اكبر محي الدين عربي تجليات اسماء را به دو نوع تقسيم كرده است : نوع اول : تجلي وجودي : اين تجلي رو به سوي تمامي عالم دارد و موجب آن ميشود كه دائماً و در هر نفس ممكنات وجود پيدا كنند و هر چيزي كه در عالم هستي است صورتي از صورت هاي تجلي الهي شود . پس خداوند "واحد" ي است كه به علت اختلاف استعداد تجلي گاه هايش در مظاهر خود كثرت پيدا مي كند . از اين رواست كه مجازاً براي جهان لفظ اسماء الهي رابه كار ميبرند زيرا عالم يكسره تجلي گاه اسماء الهي است كه خداوند بر خود اطلاق كرده است . پس در يك كلام ميتوان گفت كه تمام جهان ، متناسب با استعداد هر پديده نام هاي زيباي خداوند است . نوع دوم: تجلي عرفاني : اين تجلي ، نوعي از كشف است كه هنگام آن ، كسي كه برايش تجلي رخ ميدهد "فاني" ميگردد و درنتيجه ، به علم لدني ميرسد . اين علم از طريق الفاظ و عبارات به دست نمي آيد بلكه نتيجه تجليات عرفاني بر قلب بنده اي است كه در برابر پروردگارش خاشع شده است . " وجد " بر او تسلط مي يابد ، حالت فنا بر هستي اش مستولي مي گردد و معاني بر اساس مقام و استعدادش در او سر بر ميدارند ؛ از اين رواست كه شيخ اكبر ميفرمايد : تو جر به اندازه استعدادت نمينواني درك كني . اسم جلاله ( الله ) اسم عَلَم و ذاتي براي مرتبه الوهيتي است كه تمام اسماء و صفات الهي را در خويش دارد . اين اسم ، اسم كاملي است كه به تجلي گاه هاي اين اسماء احاطه كامل دارد . بايد بدانيم كه حقيقت تعدد مظاهر با وحدت حقيقت و كمال الهي منافاتي ندارد ، زيرا با وجود وحدتش ، از طريق مظاهري توصيف مي گردد كه داراي صورت هائي بي نهايتند. اين حقيقت واحد ، در هر صورتي وجه خاصي دارد كه ويژه همين صورت است . پس اين حقيقت الهي كه با اسماء و صفات عليّه و برتر او نمودار ميشود ، واحدي كثير است. واحد است به خاطر حقيقتش و كثير است به واسطه تعين ها و مظاهرش . مرتبه دوم : حقيقت محمديه : از آنجا كه حقيقت محمديه كامل ترين وجود و تمام ترين تجلي گاه "خلقي" است كه اسماء و صفات الهي متوجه آن است ، داراي امتيازي خاص مي باشد . مدار اين امر آن است كه ، هر موجودي يك تجلي گاه خاص است كه وجود و عرفان خود را از اسم ويژه خود دريافت مي كند .در حالي كه سيد مخلوقات ، محمد به خاطر آن كه محل تجلي اسم جامع ، يعني ( الله ) است يگانه بوده و داراي مرتبه ( جمعيت مطلقه ) است. از اين رو كمال وجودي تمام تجليگاه هاي اسمائ الهي به ذات شريف او بازميگردد ، به گونه اي كه مشايخ طريقت او را انسان كامل دانسته اند كه صفات و معرفتش كمال يافته و تبديل به قطبي شده كه هر طالب كمالي در فلك او به گردش در مي آيد . شيخ اكبر مي گويد : هيچ اسمي در محضر خداوند وجود ندارد مگر آنكه انسان كامل ( ذات محمدي ) آن را داشته و حامل آن است . او داراي مقام محمودي است كه تمام اسماء الهي خاص مقامات ، به سوي او نظر دارند و از اين رواست كه در روز عرض ( قيامت ) ايشان بر تمام مخلوقات سيادت و سروري دارد ، درب شفاعت توسط ايشان گشوده ميشود و اولين شفاعت را براي كساني ميكند كه شايستگي شفاعت كردن دارند ، يعني فرشتگان و رسولان و پيامبران و موءمنان . رسول خدا براي اينان شفاعت مي كند تا آنها بتوانند شفاعت كنند . آنگاه به هر زبان و كلامي حمد ميگويد . در روز قيامت محامد جز براي محمد جمع نميشود ، او در مقام محمود است ، به گونه اي كه ، در آن جايگاه كه مي ايستد تمام اسماء الهي با آثارشان متوجه او ميشوند ، آنگاه خداوند را- به بركت تجليات اسماء الهي كه اقتضاي مقام محمود است- با " حمد" هائي كه خود او به وي الهام ميكند حمد ميگويد . با اين مقام ، دايره حقيقت محمديه – پس از كامل شدن دايره تجليات اسماء الهي بر ذات شريف ايشان تكميل مي گردد ، و آنچه باقي است ، در زواياي هستي ميماند تا زمان دوران آن فرابرسد . و قيامت برپا ميشود و درهاي كمالات وجودي بسته ميشود – البته جز بروي ذات شريف ايشان كه به مقام محمودي رسيده است كه كسي جز او به آن نميرسد . مرتبه سوم : مخلوقات : خداوند مخلوقات را آفريد و براي هريك استعدادي را كه نصيبش از حق تعالي است رقم زد . پس هيچيك از مخلوقات ، استعدادي مشابه ديگري ندارد ، به گونه اي كه سرّ هر پديده اي با حقيققت ذاتش پيوسته است و هويت و ظهور آن در ميان موجوداتي كه هرگز تكرار نميشوند تعريف ميشود . وهر پديده اي محل تجلي آن اسماء الهي ميشود كه استعدادش آن را ميپذيرد و حمل ميكند . حقيقت محمديه چشمه اي است خشك ناشدني كه هر موجود طالب كمالي از آن آب ميخورد و تو نميتواني به كمال برسي مگر آن كه در فلك قطبيت رسول خدا ( ص ) به گردش آئي و با تمام توان در پيروي از سنّتش بكوشي و به احوال و شمائلش متصف گردي ، باشد كه بعضي از كمالات نامتناهي او در تو منعكس شود . معرفت صوفيه نيز جز از طريق استمداد از انوار مشكات ( چراغ ) شريف اوكه در دايره حقيقت محمديه قرار دارد به دست نمي آيد . اين چراغي است كه انبياء و اولياء و صالحان هريك متناسب با مقام و استعداد خويش علم لدني ( باطن ) را از او دريافت ميدارند . پس هر نفسي اقتضاي تجلي جلالي و يا جمالي دارد ( متناسب با نام هاي زيباي جلالي و يا جمالي ) ولازمه اين تجلي عبوديت است كه در وجود و معرفت ، با خصوصيات عبوديت ذات محمدي كمال مي يابد . زيرا به هريك از ما آن چيزي ميرسد كه لايق آنيم – يعني متناسب با استعداد هريك – پس راه ها به تعداد نفوس مخلوقات است زيرا نفسهاي آن راه نفس هاي خلايق است .
تاریخ آخرین ویرایش مطلب: تاریخ آخرین ویرایش: ۹۰/۰۶/۱۲ - ۱۷:۲۰



لوگین شوید تا بتوانید نظر درج کنید. اگر ثبت نام نکرده اید. ثبت نام کنید تا بتوانید لوگین شوید و علاوه بر آن شما نیز بتوانید مطالب خودتان را در سایت قرار دهید.
فراموش کردم
تورهای هوائی و زمینی مشهد مقدس - مهرماه 1393 ساخت فروشگاه اینترنتی به راحتی | فروشگاه ساز پوپش | Poopesh.com اطلاعیه جذب نیروی قراردادی دانشگاه فرهنگیان 93 ( چاپ محسن) راه اندازی وبلاگ و وب سایت رزمندگان اسلام ^_^دل تنگی^_^ آدم برفی ها - شعر از خودم یادگار پدر از جنگ تکه ترکشی ست که با گذشت سال ها همچنان پیشروی می کند ... هک کردن سکه های بازی آفتابه - جواب های بازی آفتابه (مراحل جدید اضاف شد) - جواب بازی غلط نامه 1 و 2 دکترسیدصدری/جراح متخصص ارتوپدی باشگاه بدنسازی وپرورش اندام یزدان بامدیریت جدید